تبليغاتX
.::افاضه::.
چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387
تحريم ليختن اشتاين؟!
اول
روزنامه‌های دانماركی كاریكاتورهای اهانت آمیزی در مورد پیامبر (ص) چاپ می كنند.
تحریم اقتصادی دانمارك؛ راهپیمایی و تظاهرات اعتراض آمیز در كشورهای اسلامی؛ تغییر نام شیرینی "دانماركی" به "گل محمدی"!
و دیگر هیچ...!

دومفتنه - گريت ويلدرز
گریت ویلدرز -عضو پارلمان هلند- "فتنه" می‌سازد و اسلام و قرآن را به باد توهین و تهمت می‌گیرد.
شاید تحریم اقتصادی هلند؛ احتمالا دوباره راهپیمایی و تظاهرات مسلمانان؛ شاید تغییر نام كشور "لاله‌ها" به كشور "زباله‌ها"!
و دیگر هیچ...!

سوم
واقعا تمام هنر ما همین است؟! اعتراض، تظاهرات و تحریم؟
اصلا تحریم تا كی؟ تا كجا؟! چه اثری دارد این تحریم‌ها؟!
بله. من هم خوانده ام كه شركتهای دانماركی، به خاطر تحریم مسلمانان متحمل درصد زیادی خسارت مالی شده‌اند. اما دستهایی كه این داستانهای كذایی را به راه می‌اندازند، همانها هستند كه در آمریكا 25 میلیون دلار پول زبان بسته را به شبكه‌های ماهواره‌ای زپرتی و امثال هخای خیال پرداز می‌دهند كه مثلا روند براندازی را دنبال كنند! پس آخور دانماركیها را هم همین دستها پر خواهند كرد و آب از آب تكان نخواهد خورد.

چهارم
به این فكر می كنم كه اگر فردا كشوری مثل چین یا ژاپن (كه بازار ما را قرق كرده‌اند) چنین قصه‌ای به پا كرد، باز هم می‌شود از سلاح تحریم اقتصادی استفاده كرد؟ و این كه خدا نیاورد روزی را كه كشورهایی مثل لیختن اشتاین یا هندوراس غلط اضافی كنند كه خدا وكیلی تحریم اقتصادی هیچ رقم كار عاقلانه و كارسازی نیست!!
تحریم شاید برای يك تهدید كوچك بد نباشد. اما سلاح همیشه كارسازی نيست. باید از همان سلاحی كه آنها استفاده می‌كنند، استفاده كرد. یعنی رسانه و البته بیشتر سینما. چرا جواب آثار پوچ آنها را با همان ابزار سینما ندهیم؟

پنجم
امكانات!
این اولین بهانه‌ایست كه برای كم كاریها مطرح می‌شود. فقر امكانات هم، البته كه هست. ما امكانات "هالیوود" و "وارنر برادرز" را نداریم تا فقط در عرض 60 روز پروژه عظیمی مثل 300 بسازیم. اما از همین امكاناتی كه داریممارمولك چه استفاده‌ای كردیم؟
همین "فتنه"، از قرار معلوم زحمت فنی زیادی نداشته و فقط 16 دقیقه میكس است. اما پشت آن، فكری -هرچند پلید- خوابیده است.
سینمای ما چه اندازه از اندیشه كارگردانان خوش فكری مثل حاتمی كیا، میركریمی، تبریزی و ... استفاده كرده‌ و چقدر به آنها برای استفاده از خلاقیتشان میدان داده است؟ البته شاید هم نباید از سینمایی كه در آن كارگردان امتحان پس داده‌ای مثل كمال تبریزی را به خاطر فیلم "مارمولك" به باد انتقاد می‌گیرند و او را معاند(!) می‌خوانند انتظار زيادی داشت. در حالی كه "مارمولك" تبلیغی هوشمندانه بود، برای نمایش تاثیر دین.
سینمای ما انگار باورش شده كه اوج لیاقتش "چپ دست" و "عروس خوش قدم" است...!

آخر
این SMS دیروز برایم آمد: "مهم نیست كه در بازی تاس‌های خوب داشته باشیم. مهم این است كه با تاس‌های بد، خوب بازی كنیم."

در مورد فیلم بخوانيد: فتنه فيلم فتنه
امضا: فیلسوف جوان | | لینک ثابت
سه شنبه بیستم فروردین 1387
اشتباهی نبودیم!

ساحل قشمدو سه سالی بود كه حسابی هوس نشستن كنار ساحل و شنیدن صدای موجهای دریا را كرده بودم. اما هر بار به دلیلی نمی‌شد تا این كه بالاخره همین نوروز به وصال رسیدم!
هر چند كه "نه بفهمیدم" چه به سر لیلا و منصور و غلام ورنی و شصتچی و باقی دوستان آمد. اما ارزشش را داشت كه از این خماری طولانی مدت در بیایم و یك دل سیر دریا را ببینم و دریانوردی كنم.
بندریهای عزیز هم حسابی(!) هوای توریستها را داشتند. دقیقا همانطور كه در مشهد هوای زوار را دارند!
به مفهوم حدیث "الرفیق، ثم الطریق" هم بیش از پیش پی بردم؛ وقتی كه فهمیدم یكی از همسفران گرام، 15 هزار تومن ناقابل از سوغاتی‌هایی را كه خريدم كش رفته!
سیزده مان را هم در اتوبوس بندرعباس-مشهد بدر كرديم تا اول سالی در زمينه نوآوری تركانده باشيم!
حالا هم كه برگشتیم سر خانه و زندگی‌مان و با قدرت در دنیای مجازی حضور به هم رساندیم تا كسی فكر نكند "ما اشتباهی بودیم"! باشد كه امسال همگی در امر وبلاگ نویسی شكوفا گردیم!

عكس: ساحل قشم

امضا: فیلسوف جوان | | لینک ثابت
پنجشنبه یکم فروردین 1387
با یك گل بهار می‌شود؟
می‌گویند:
 
"با یك گل

 
بهار نمی‌شود"

 
كسی چه می‌داند!

 
شاید هم شد

 
و می‌شود

 
اگر...

 
گل زیبای نرگس بیاید


امضا: فیلسوف جوان | | لینک ثابت