پریشب، بین دو نیمه بازی ایتالیا و فرانسه در جام ملتهای اروپا، ده دقیقهای فرصت شد تا برنامه "دوقدم مانده به صبح" را ببینم. در همین ده دقیقه، دو اتفاق جالب افتاد.
اول کلیپی پخش شد که یک استاد موسیقی را در حال دوتارنوازی و خوانندگی نشان میداد؛ اتفاقا خیلی هم دلنشین این کار را انجام میداد. وقتی نمای بسته صورت بنده خدا را نشان میدادند مشکلی نبود، اما همین که نمای باز را نشان میداد، تصویر کاملا تار میشد. اول فکر کردم برای زیباسازی این کار را کردهاند. اما بعد که کمی دقت کردم، دیدم ای داد بیداد! مشکل آنجاست که در نمای باز، آلت لهو و لعب دست استاد دیده میشود! به عبارتی سعی کرده بودند تصاویر نمای باز را هنرمندانه سانسور کنند! ملت هم که احتمالا کلهم گیلاسند!

یعنی واقعا نشان دادن یک دوتار، آن هم در حالی که طرف دارد موسیقی عرفانی مینوازد، باعث اشاعه گناه و فساد میشود؟!
جالب اینجاست که در مراسم نظامی که از تلویزیون پخش میشود، هیچ ممنوعیتی برای پخش آلات موسیقی در کار نیست. ماندهایم دم خروس را باور کنیم، یا قسم حضرت عباس را!
کاش یک جوانمردی پیدا شود و این تابوی مسخره را خورد و خاکشیر کند!
اتفاق بعدی صحبت بهرام عظیمی بود که به عنوان یکی از مجریان، خطاب به کارشناس برنامه گفت: "امشب میتوانیم خیلی راحتتر صحبت کنیم. چون الان مدیران هنری دارند آن طرف (شبکه 3) بازی ایتالیا و فرانسه را میبینند و حواسشان به این طرف نیست!" فکر کنم قصد داشت بیشتر از خجالت حضرات مدیر در بیاید که صالح اعلا پرید وسط حرفش و با این پرسش که: "راستی آقای عظیمی! شما طرفدار بچههای ویکتور هوگو هستید یا بچههای دانته؟!" سر و ته قضیه را هم آورد!
ما که سر و سرّی با دنیای هنر نداریم. اما وقتی کسی مثل بهرام عظیمی این حرف را بزند، سخت نیست فهمیدن این که اهالی هنر چه خون دلی از بابت مدیرانشان میخورند! خدایشان صبر دهد!
سرانجام با تصميم شركت موزيلا و به پاس قهرماني استقلال در جام حذفي، نسخه نهايي فايرفاكس 3 هم ريليز شد! (شاخ در نياوريد لطفا! منظور همان منتشر شدن است. خارجياش را گفتم كه فكر كنيد خيلي ميدانم!)
اين چند روز همه وبلاگها از IT و عمومي گرفته تا ادبي و عاشقانه(!)، از فوقالعاده بودن فايرفاكس 3 نوشتهاند و مينويسند.
البته نسخه جديد، بسياري از افزونههاي فايرفاكس 2 را پشتيباني نميكند و همين اول كاري توي پرمان خورد، اساسي!
به احتمال زياد اولش براي خيليها (البته اگر از كاربران قديمي فايرفاكس بوده باشند) چنين مشكلاتي را دارد، اما قطعا قابليتهاي جالب نسخه نهايي، هيچكس را ناراضي نخواهد گذاشت.
همانطور كه در پست قبل نوشتم، شركت موزيلا براي امروز (29 خرداد - 18 ژوئن) كه Download Day نامگذاري كرده، تبليغات گستردهاي كرد تا كاربران با دانلود اين نسخه، ركورد بيشترين دانلود يك نرم افزار در 24 ساعت را بشكنند.
تا زمان نگارش اين مطلب 6.060.909 نفر اين نسخه را دانلود كردهاند.
در حالي كه از ايران قط حدود 9800 نفر براي دانلود در اين روز ثبت نام كرده بودند، آمار اين لحظه نشان ميدهد كه بيش از 180.000 نفر اين نسخه را دانلود كردهاند تا همچنان نشان دهيم كه اساسا با برنامهريزي ميانه دوستانهاي نداريم!
نكته جالب اين كه تا الان فقط 13 كشور به ركورد دانلود بيش از 100 هزار بار رسيدهاند! جالبتر اينكه ايران پنجمين كشوري بود كه به اين ركورد رسيد.
با فايرفاكس 3 لحظات خوبي را براي شما آرزومندم!
1- دستهای كه هنوز در خواب غفلت هستند و از اینترنت اكسپلورر استفاده میكنند. گفتنی است ورژن شش و هفت آن فرقی نداشته و سر و ته یك عدد كرباس میباشد!
2- دستهای كه راه فلاح در پیش گرفتند و با استفاده از فایرفاكس، رستگار شدند.
اگر جزء دسته دوم هستید، خوشا به سعادتتان! اما اگر جزء ضالین دسته دوم هستید، انشالله خداوند هدایتتان كند. خواندن اين مطلب را به جمیع گمراهان پیشنهاد میكنم.

الغرض، ظاهرا (و البته باطنا!) نسخه نهایی فایرفاكس ۳ به زودی عرضه میشود. شركت موزیلا هم ابتكار جالبی زده و از همه طرفداران فایرفاكس خواسته كه با دانلود این نسخه در یك روز مشخص، به ثبت ركورد بیشترین دانلود یك نرمافزار در 24 ساعت -در كتاب ركوردهای گینس- كمك كنند.
تا همین حالا كه این مطلب را آماده میكنم، از ایران كمتر از 5000 نفر برای این طرح داوطلب شدهاند، كه با توجه به آمار جمعیت اینترنتی تپلی كه داریم، چنگی به دل نمیزند.
آن طور كه فتحی عزیز نوشته، شركت در این طرح میتواند مزایایی هم برای فارسی زبانان داشته باشد؛ اگر آمار شركت كنندگان فارسی زبان مناسب باشد.
برای ثبت نام و شركت در این طرح، اينجا كلیك كنید. هر چند مراحل كار ساده است، اما اگر احیانا مشكلی داشتید، یادداشت فتحی را بخوانید.
اگر هم خواستید لوگوی این طرح را در وبلاگتان بگذارید، بروید اينجا. ثوابش به اموات میرسد انشالله!
دیگر هیچ امیدی به زندگی ندارم. هیچ امیدی...
من بر نقطه پایانی دنیا ایستادهام...
اینك، از غم "ایكاش"ها چشمم كبود شده...
كاش توپ به تیر هم گل حساب میشد!
كاش چك بعد از هر پنالتی حریف، اینطور برگشت نمیخورد!
كاش پنالتیزنهای منچستر اینقدر فریبكار نبودند و ضربههایشان را خلاف جهت حركت چك نمیزدند!
كاش گریههای آخر رونالدو، از غم شك شكست بود، نه شوق پيروزی!
كاش قلم پای تری میشكست و پنالتی پنجم را نمیزد!
كاش به جای او علی دایی پنالتی میزد!
كاش چلسی بعد از مورینیو، فیروز كریمی را استخدام میكرد!
كاش به جای دروگبا، شیث رضایی بود تا...
ببخشید... مثل اینكه دارم زیادی خارج میخوانم!
اكنون من ماندهام و قلبی مالامال از حسرت و جگری كه انگار روی منقل به سیخ كشیدهاند...چطور این تراژدی غمبار را فراموش كنم، در حالی كه دیشب آسمان هم به حال چلسی میگریست؟!
ای جام پرشكوه ...
تو را میسپارم به رویای فردا!



