تبليغاتX
.::افاضه::.
چهارشنبه دوازدهم تیر 1387
ازدواج به سبك تخم مرغ شانسی!
چند روز پیش برای آخرین پست شیخ عیسی کامنتی شعرآلود(!) نوشتم که با تمجید حضرتش مواجه شد و از آنجا که بسیار بی جنبه هستم، تصمیم گرفتم آن شاهکار ادبی را کامل کنم.
پس پا در کفش بزرگان شعر طنز کردیم، و نتیجه این چنین شد:

یا رب این سن نکاح هر دم زیادت می‌شود
ازدواج زیر سی چون خرق عادت می‌شود

هر چه سگ دو می‌زنم دنبال "سن ازدواج"
بی شرف چابک‌تر است گویی خلاصیده کلاج

دوش رفتم پیش مادر گفتم ای بهتر ز جان
رد نمودم بیست و پنج، بهرم یکی دختر ستان

خنده کرد و گفت تو از مرحله پرتی پسر
دوش سن ازدواج از بیست و شش هم شد گذر!

گفتمش پس من چه خاکی بر سرم ریزم کنون
بس عزب ماندم رسیدم تا به سر حد جنون

لپ لپی دستم بداد و گفت فرزند ملوس
باز کن این را که شاید یابی اندر آن عروس!

بچه گاوی ناگهان از توی آن بیرون جهید
گوئیا برق سه فاز از کله‌ام بیرون پرید

صیحه آوردم ز جان: مادر به فریادم برس
گاو بختم هم کنون زائید! بر دادم برس

آمد از غیبی ندا: "ابله! چه خواهی؟ زن بلاست!
خنده کن، هان! خنده بر هر درد بی درمان دواست!"
امضا: فیلسوف جوان | | لینک ثابت
پنجشنبه ششم تیر 1387
عجب روز خوبي، من و تولدم و عزرائيل!
ای بابا! یعنی چی؟!
آفتاب که از همان طرف همیشگی در آمده!
بنزین را هم که همچنان فقط با کارت سوخت می‌دهند!
زیدان هم كه تنهايمان گذاشت!
آلمان هم که دوباره شانسی رفت بالا!
خانم ف.ر هم که هنوز زنده است و مشغول درافشانی!
این عجوزه هم که خیال مردن ندارد انگار!

ای خدا...!!
یعنی قرار نیست در این روز عزیز هیچ اتفاق ویژه‌ای بیفتد؟! ناسلامتی امروز روز تولدم است!


پی نوشت:
1) چقدر حالگیری است كه روز تولدت، عدل بیفتد وسط امتحانات و هیچكس یادش نباشد كه احتمالا تو هم یك روز به دنیا آمده‌ای!
2) از کلیه دوستان و دشمنان تقاضا می‌شود که من بعد در نحوه صحبت با بنده مراتب آداب را رعایت فرمایند. هر چه نباشد، خدای نکرده از امروز یک سال بزرگتر شدیم!
3) لطفا جهت صرف شام مراسم تولد، همين امشب به منزل خود مراجعه فرمائيد!
4) "آدم چقدر عمر می‌کنه... از وقتی یادم میاد زنده‌ام!" (دیالوگی از سریال مزرعه آفتابگردان)
5) یک سال به مرگ نزدیکتر شدم...
امضا: فیلسوف جوان | | لینک ثابت
شنبه یکم تیر 1387
داریوش مهرجویی، امین حیایی و دختر مهربون!

خدا را شکر که نمردیم و ما هم به یک بازی وبلاگی دعوت شدیم! تازه یکی هم نه، دو تا! هر چند هنوز هم فلسفه و فواید این بازیها را درک نکردم، اما بالاخره جذابیتهای خودش را دارد!
به دستور شيخ عيسی باید در بازی اول اسم فیلمها، کارگردانان و بازیگران محبوبم را بنویسم.

 

 

فیلمها:
1. آژانس شیشه‌ای  
2. ارتفاع پست  
3. لیلی با من است  
4. مارمولک  
5. شیدا
6. من ترانه 15 سال دارم
7. دوئل
8. متولد ماه مهر
9. قارچ سمی
10. پرواز از اردوگاه

کارگردانان:
1. ابراهیم حاتمی‌کیا
2. کمال تبریزی
3. رسول ملاقلی‌پور
4. احمدرضا درویش
5. مجید مجیدی
6. داریوش مهرجویی
7. محمدحسین لطیفی
8. رسول صدرعاملی
9. محمدرضا هنرمند

بازیگران:
برادران(!)   
1. پرویز پرستویی
2. رضا کیانیان
3. علی نصیریان
4. مهدی هاشمی
5. امین تارخ
6. محمدرضا شریفی‌نیا
7. محمدرضا فروتن
8. امین حیایی
9. جمشید هاشم‌پور
10. حمید فرخ‌نژاد

خواهران(!)
1. لیلا حاتمی
2. باران کوثری
3. گلشیفته فراهانی
4. آزیتا حاجیان
5. نسرین مقانلو
6. گلاب آدینه
7 و 8. ممول و دختر مهربون!!

در بازی دوم هم باید به بهترین پستی که تا حالا نوشتم اشاره کنم. البته کار خیلی سختی است. چون همه پستهایم در حد تیم ملی و فراتر از آسیا هستند!
اما به هر حال این یكی را که عید نوروز به دوستانم هم SMS زدم، ویژه دوست دارم.

و به رسم مألوف، در آخر از غرغرو، مصطفی، شـبـلـی و خانم آرانیان دعوت و درخواست می‌کنم که ادامه دهنده این راه خطیر باشند!

 


پی نوشت:
1- شرمنده. قسمت خواهران بازیگر خیلی خلوت بود، مجبور شدم یادی از دوران کودکی بکنم!
2- سعی کردم بیشتر روی سینمای ایران تمرکز کنم. البته خیلی هم فیلم خارجی نمی‌بینم که کارگردانان و بازیگرانش را بشناسم. هر چند فیلمهایی مثل
Broken Arrow، Face Off، Gladiator و Mission Impossible و بازی "نیکلاس کیج" را خیلی پسندیدم.
3- گفتم SMS، يادم آمدم از امروز به اسم "ترويج زبان فارسی" برای هر پيامك انگليسی هفت تومان بيشتر در پاچه ملت جاسازی می‌كنند! ما هم كه گيلاسيم!
4- اولين پست تابستانم بود. بهار هم رفت...

امضا: فیلسوف جوان | | لینک ثابت