تبليغاتX
.::افاضه::. - عجب روز خوبي، من و تولدم و عزرائيل!
پنجشنبه ششم تیر 1387
عجب روز خوبي، من و تولدم و عزرائيل!
ای بابا! یعنی چی؟!
آفتاب که از همان طرف همیشگی در آمده!
بنزین را هم که همچنان فقط با کارت سوخت می‌دهند!
زیدان هم كه تنهايمان گذاشت!
آلمان هم که دوباره شانسی رفت بالا!
خانم ف.ر هم که هنوز زنده است و مشغول درافشانی!
این عجوزه هم که خیال مردن ندارد انگار!

ای خدا...!!
یعنی قرار نیست در این روز عزیز هیچ اتفاق ویژه‌ای بیفتد؟! ناسلامتی امروز روز تولدم است!


پی نوشت:
1) چقدر حالگیری است كه روز تولدت، عدل بیفتد وسط امتحانات و هیچكس یادش نباشد كه احتمالا تو هم یك روز به دنیا آمده‌ای!
2) از کلیه دوستان و دشمنان تقاضا می‌شود که من بعد در نحوه صحبت با بنده مراتب آداب را رعایت فرمایند. هر چه نباشد، خدای نکرده از امروز یک سال بزرگتر شدیم!
3) لطفا جهت صرف شام مراسم تولد، همين امشب به منزل خود مراجعه فرمائيد!
4) "آدم چقدر عمر می‌کنه... از وقتی یادم میاد زنده‌ام!" (دیالوگی از سریال مزرعه آفتابگردان)
5) یک سال به مرگ نزدیکتر شدم...
امضا: فیلسوف جوان | | لینک ثابت