تبليغاتX
.::افاضه::. - خاك بر سران ابدی!
پنجشنبه نهم اسفند 1386
خاك بر سران ابدی!
چند سال پیش از یكی از استادان كلاسهای NLP شنیدم كه می گفت وقتی به كسی اشاره می‌كنید و می‌گوئید تو مقصری، در همان حال با سه انگشتتان دارید به خودتان اشاره می كنید!
عادتمان شده است انگار كه برای هر مشكلی، از دیگران مقصر بتراشیم و از خودمان نگاه عاقل اندر سفیه ساطع كنیم! یاد نگرفته ایم كه اول كوتاهی خودمان را ببینیم و نقص كار خودمان را برطرف كنیم.
***
دیشب سوار تاكسی كه شدم راننده سالخورده ماشین با یكی از مسافران هم نسلش، از تفاوتهای نسل "امروز" و "دیروز" می‌گفت. از حجب و حیای جوانان دیروزی و بی‌شرمی و پررویی جوانان امروزی... از ادب نسل دیروز و بی ادبی نسل امروز... و خلاصه از كمالات و خوبی‌های ديروزی‌ها و بی فرهنگی و خاك بر سری امروزی ها!
-"بله آقا! قدیما یه پسر توی خیابون می‌خواست به یه دختر شماره تلفن بده از دیوار خجالت می‌كشید! یه شماره می‌خواست بده، می‌ذاشتش توی قوطی كبریت كه كسي نفهمه! تازه باز هم از خجالت سرخ می‌شد. اما حالا چی؟ پسره توی روز روشن از این ور خیابون به دختره توی اون ور خیابون چراغ می‌ده. از خدا هم خجالت نمی‌كشه!"
و مرد مسافر، آهی عمیق كشید و گفت: "بله! اصلا نسل سوم ادب و احترام حالیش نيست!!"
و البته همه این حرف‌ها در حالی بیان می‌شد كه بنده نسل سومی كمترین، روی صندلی جلو نشسته بودم.
***



این نه همه ماجرا، كه فقط سكانسی كوتاه از یك فیلم طولانی است.
هم نسلان ما از این قبیل حرف‌ها زیاد شنيده‌اند:
- نسل امروز، یك ذره ... ندارن.
- مشكل جوونهای امروز اینه كه...
- جوونهای قدیم... بودن، اما جوونهای امروزی...
مطمئنا آنقدر از این حرفها شنیده‌اید كه خودتان می‌توانید جمله‌ها را كامل كنید. اصلا شاید به عدد آدمها، برای كامل كردن این جمله‌ها راه وجود داشته باشد!
طبیعتا بعضی از برتریهای نسل گذشته نسبت به نسل امروز قابل انكار نیست. اما این وسط كسی پیدا نمی‌شود از این عزیزان بپرسد كه پس نقش تربیت این وسط چه می‌شود؟
اگر جوانان دیروز آن طور که می شنویم بودند، حاصل تربیت کم نقص پدران و مادرانشان نبوده؟ یعنی همه خوب و بد زندگی همینطوری یهویی به قلبشان جاری شده؟ قطعا نه! حالا چرا نسل اول خودش را در کاستیهای نسل سوم مقصر نمی بیند، اللّه اعلم!
خطابم به خودم است و هم نسلانم.
یادمان باشد اگر فردا، فرزندان روزگار ما دچار نقصانهایی بودند، ریشه‌اش را در خودمان بجوییم. نه اینكه با نوستالژی بازی و فلسفه بافیهای عامیانه، كم كاریهای خودمان را توجیه كنیم كه آخر این ره، فقط و فقط به تركستان ختم می‌شود و لاغیر!
امضا: فیلسوف جوان | | لینک ثابت